به گزارش تولیدگران کارآفرین به نقل از وقایع نیوز: امیرمجید شهریاری|اینجا دیگر صحبت از یک رقابت حرفهای نیست. صحبت از نظامی است عشیرهای و قبیلهای که همانگونه که مافیاها به ساختار خانوادگی مشهورند، این «خانوادهوارگیِ»مدیریتی نیز به سدّی مستحکم در برابر هر شایستهسالاری و تخصص بدل شده است.
فاجعه اما آنگاه به اوج میرسد که این قبیلهسالاریِ کور، دامانِ قوتِ لایموتِ مردم را نیز میگیرد. امروز ریشههایزده از دل خاک این حلقهها را در تولیت منابع آب کشور، چنان آشکار میبینیم که دیگر حتی برای اغماض و صرفنظر هم بهانهای باقی نمیماند.
با فرارسیدنِ سال آبی نو و به بهانه وارسیِ کارنامه نهماهه معاونت آب و آبفای وزارت نیرو، بر آن شدیم تا نگاهی هرچند گذرا به عملکرد این معاونت بیندازیم و علل و عوامل بلاتکلیفی این نهاد سرنوشتساز را دریابیم.
حمیدرضا جانباز، معاون آب و آبفای وزارت نیرو، گرچه در قاموسِ ظاهری، خود را فنی و صرفاً متخصص قلمداد میکند اما در جلساتِ مداوم با حاج محمد ح بیرون از محوطه وزارتخانه، به بازیهای سیاسیِ پیچیده و نگارش سناریوهای بیحاصل روی آورده و در کمال بیپروایی، نیروهای کارآمد را یکییکی از میدان به در میکند.
حاصلِ این دسیسهچینیها نه تنها هیچ بهبودی بر ساختار موجود نیفزوده، بلکه عقبگردی تاریخی در صنعت آب رقم زده و مشکلات را چندان گره زده که آینده حکمرانی این بخش را به سیاهچالکشیده است. سیاهچالی که روزی بیرحمیِ خود را بر گریبان نظام و حاکمیتنشان خواهد داد، هرچند امروز در پرده آن را نمیبینند.
مدیران عامل و ستادیِ برکنارشده، پس از ماهها، همچنان در بلاتکلیفیِ محض به سر میبرند؛ بیآنکه حرمتی به آنان داده شود، در راهروها سرگرداناند. آنان که سالها برای آبِ این سرزمین رنج کشیدهاند.
در این میان، باندی که با خطدهی و سیاستگذاریِ حاج محمدها – همانهاکه به «مافیای آب» شهرهاند – شکل گرفته و با همراهیِ معاون دیگر وزیر، مدیر مستقل ستادی و دیگران، با نقشهای واحد برای حذف نیروهای متخصص، اثرگذار و انقلابی آرایش گرفته است.
هدف؟ کادرسازی با انتصابِ کسانی که نه توانی دارند و نه بینشی. جز طاعتی کور و همسوییِ سیاسی، تا این باند را قوت بخشند و در نهایت، کرسی وزارت نیرو را تصاحب کنند.
عجیبتر آنکه این معاونِ آب، از روز انتصاب تا اکنون، حتی یک بار هم پا بر آستانه هیچ پروژهای نگذاشته و هیچ سرکشیای نکرده است. جانباز خوشتر دارد پشت درهای بسته، در اتاقی که همان باشد خانه تماموقتش، به جلساتی بیحاصل و بیثمر بنشیند و فاتحه صنعت را بخواند.
در این روزهای جنگزده، که دشمنِ متجاوز زیرساختها را آماجِ کینه خود ساخته و حفظ خدمات، امری حیاتی است، نه تنها برنامهای مشخص برای خنثیکردن تهدیدها وجود ندارد، بلکه حتی یک بازدیدِ تسلیآمیز از محیطها و پروژههای آسیبدیده نیز صورت نگرفته تا لااقل خداقوتی به کارکنان خستهدل گفته شود.
و اما آفت دیگرِ این تصمیماتِ سیاستزده، بلاتکلیفی در ساختار منابع آب کشور است. دو معاونتِ اصلی که همچنان بعد از 9 ماه بیتصدی بودند سرانجام و با فشارهای فراوان به تعیین سرپرست قناعت شد و سیوچهار پستِ مدیریتی که برابر ساختار در انتظار تعیین تکلیفاند، در هالهای ازابهام و بیتصمیمی رها شدهاند. باور به ساختار حوضهای، که قانون صراحتاً بر استقرارش تأکید دارد تنها به دلیل لجبازیی که م. ح با وزیر وقت مجری این ساختار علمی داشته، به کناری نهاده شده است.
انتصاب رؤسای حوضههای آبریز در بلاتکلیفی مانده و مدیریت حوضهای در ساختارِ ابلاغیِ جدید رنگ باخته است. که این همه، زاده غلبه مسائل فرعی و تعاملات سیاسی بر مباحث بنیادین و تخصصی و حاصل انتصاباتِ بیپشتوانه و سیاستزده است.
در این ۹ ماه، باند رسانههای همسو چنان طبلِ نجات را کوبیدهاند که گویی او منجی آبِ کشور است. اما حقیقتِ تلخ در عملکردی نمایان است که نه تنها ضعیف و غیرقابل دفاع است، بلکه در آن هیچ اثرِ عملی از شفافیت نیست و همهچیز در حد شعار و لفاظی رها شده است.
نظارت بر عملکرد استانها؟ هیچ. تکالیف برنامه هفتم در حوزه آب؟ بیپیگیری و بینظام. سیاستی مشخص برای مدیریت مصرف و برخورد با مصارف غیرمجاز؟ فقدانِ مطلق. تداومِ افت کمی و کیفی منابع آب حتی در سالی با بارشِ نرمال، نه نشان از ناتوانی، که گواهِ بیتوجهی عمدی است. بازتخصیص و بازچرخانی منابع؟ معلّق. مدیریت منابع آب نامتعارف؟ مصداقِ بارز سوءمدیریت. تأمین مالی پروژهها در روزگارِ کمیابیِ منابع دولتی و تنوعبخشی به آن؟ به فراموشخانه سپرده شده. و دیپلماسی با همسایگان در حوزه آب نیز در فقدانِ هرگونه سازوکارِ منظم پیگیری، به ناکجاآباد رفته است. و اینهاست تنها بخشی از کارنامه یکی از حیاتیترین نهادهای کشور.
حال باید پرسید این آقایان از جلساتِ هرهفته در دفتری خاص در بزرگراه کردستان، بیرون از هر نهاد رسمی، چه نقشههایی از دلِ خود بیرون میدهند؟ افکار عمومی باید بداند آیا دیدارِ اخیرِ جانباز به همراه «یک پدرخوانده خودخوانده آب» با یکی از مسئولان رده بالای نهاد ریاستجمهوری به مسأله تغییر وزیر نیرو مرتبط است یا خیر و اگر پاسخ مثبت است چرا معاون وزیر باید در جلسهای شرکت کند که درباره برکناری وزیری که به وی حکم معاونت داده مباحثه میشود؟ متاسفانه باید گفت معاونت آب، وزارت نیرو را به سمت سراب میبرد و به جای همت و کار مضاعف شاهد برگزاری جلسات و لابیهای مضاعف در این حوزه هستیم؛ اینگونه است که فرصت مهم برای سال آبی جدید از بین میرود و گویا مسئولان هم در خواب هستند.



